ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
318
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و در اصفهان هماره امام جمعه هركس بوده نماز جمعه را در مسجد جامع قديم آنكه در محلهء ميدان كهنه مىباشد بجا مىآورده و ازاينرو اين مسجد به مسجد جمعه معروف شده . و ما اينك اسماء امام جمعههاى اصفهان را در ازمنهء مختلفه در اين كتاب مىآوريم ، و چنين گوئيم كه در « روضات : 131 » نوشته كه امر امامجمعگى اصفهان در دو مسجد اعظم آن بعد از دو امام أقدم آنها شيخ بهائى و ميرداماد چندين سال در تحت انتظام درستى نبود ، كه گاهى محقق سبزوارى باشارهء خليفه سلطان اقامت نماز جمعه مىنمود و گاهى شيخ لطف اللّه عاملى ، و زمانى بعضى از أبناء علماء متقدم بر آنها ، تا اينكه بمشيت الهى ، آن بر ملا محمد تقى مجلسى مستقر شده و كسى جرأت جسارت بر شركت با او در اين امر نكرد ، و تاكنون از خانوادهء او بيرون نرفته ، انتهى . و از اين كلام پنج نفر از امام جمعههاى آن بدون ترتيب معلوم شد : 1 - شيخ بهائى . 2 - ميرداماد . 3 - محقق سبزوارى . 4 - شيخ لطف اللّه عاملى . 5 - بعضى از اولاد علماء متقدم بر اين دو نفر ، اگرچه شيخ لطف اللّه مذكور در سنهء 1032 در حياة ميرداماد وفات كرده و نبايد او را بعد از مير دانست ، الا اينكه آن را اشتباه گرفته و بگوئيم مىخواسته بعضى از اولاد او را بنويسد ، و بههرحال ما او را اينجا جزو مرتبين نياوريم ، و براى اسماء آنها كه ترتيبشان معلوم است چنين گوئيم كه : اول مرحوم ملا محمد تقى مجلسى قدس سره ( 1214 ) . دويم بعد از او فرزندش مرحوم علامه ملا محمد باقر مجلسى أعلى اللّه مقامه ، تولدش سنه 1037 وفاتش شب 27 ماه رمضان سنه 1110 قبرش در مقبرهء سر قبر آخوند در دالان مسجد جمعه اصفهان در صندوق كه بالاى سر او سنگ لوحى منصوب و بر آن اشعارى شامل مرثيه و مادهء تاريخ وفات منقور است . و سر قبر آخوند كه مىگويند ظاهرا چنانكه در « تذكرة القبور : 72 » نوشته ، مرادشان آخوند ملا محمد باقر مذكور باشد . سيم بعد از او دامادش مير محمد صالح 27 مذكور در اين عنوان كه گفتيم اول كسى است از اين سادات خاتونآبادىها كه امام جمعهء اصفهان گرديد ، زيراكه بنص « روضات : 132 » بعد از علامهء مجلسى چون در اولادش كسى كه سزاوار بدين منصب باشد ، نبود ، وراثة بمير محمد صالح مرقوم رسيد و پس از آن منتقل بفرزندش مير محمد حسين گرديد و نسلا بعد نسل تا اين زمان در أولاد وى باقىمانده ، انتهى . ليكن آن اشتباه است از دو راه ، يكى اينكه چنانكه نوشتيم وى ( در ص 132 ) فرموده كه مير محمد صالح